تبلیغات
بزرگـــــ امــا آرام.... - گفته های نیلوفر لاری پور در مورد شادمهر
بزرگـــــ امــا آرام....
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من

صحبت های کامل و جالب نیلوفر لاری پور(ترانه سرا محبوب شادمهری ها) در مورد شادمهر و دلیل اصلی در ادامه نیافتن همکاریش با شادمهر !


گفته های نیلوفر لاری پور در مورد شادمهر


صحبت های کامل و جالب نیلوفر لاری پور(ترانه سرا محبوب شادمهری ها) در مورد شادمهر و دلیل اصلی در ادامه نیافتن همکاریش با شادمهر !
صحبت های کامل و جالب نیلوفر لاری پور(ترانه سرا محبوب شادمهری ها) در مورد شادمهر و دلیل اصلی در ادامه نیافتن همکاریش با شادمهر !ترانه ســـراها: متنی که می خوانید حاصل گفتگوی “هفته نامه یکشنبه” با نیلوفر لاری پور ترانه سرای آثاری چون: مسافر ، پرپرواز ، علامت سوال و … در “پرونده ای برای پدیده ی یک دهه پیش موسیقی ایران شادمهرعقیلی” می باشد:

بگذارید از ابتدا شروع کنیم،آشنایی شما باشادمهر از کجاشروع شد؟

عید سال ۷۷بود.درخیابان جمهوری راه می رفتم که از یک مغازه نوار فروشی،صدای موسیقی ای به گوشم خورد که خیلی به نظرم جالب آمد.رفتم داخل و از فروشنده درمورد صاحب این اثر پرسیدم. به من گفتند این آلبوم”بهارمن” نام دارد و کار شادمهر عقیلی است.من آن موقع،شادمهر را نمی شناختم و از آنجایی که جنس موسیقی اش رادوست داشتم،نوار را خریدم.همان سال آهنگ “معبود”راکه خود شادمهر خوانده بود وآهنگ من بهارم تو زمین” با صدای خشایار اعتمادی وآهنگسازی شادمهر منتشرشد. به این ترتیب آهنگساز و خواننده جوانی به نام شادمهر عقیلی در ذهن من ثبت شد.آن سال از طرف بنیاد جانبازان پیشنهادی برای ساخت یک نماهنگ درمورد جانبازان به دست ما رسیده بود که شعر آن را آقای سهیل محمودی گفته بودند ومن هم فیلمنامه کلیپ را نوشته بودم و برای اهنگسازی کار ، من شادمهر را به دوستان معرفی کردم.از آنجایی که دوستان با شادمهر آشنایی نداشتند از من خواستند با او تماس بگیرم و برای این کار دعوت به همکاری کنم.من هم باشادمهر تماس گرفتم و قرار گذاشتیم و در نهایت شادمهر ، این اهنگ راساخت . روزی که برای توافق نهایی همراه با تمام عوامل باشادمهر جلسه ای داشتیم،حرف از ترانه سرایی من به میان امد و شادمهر پیشنهاد سرایش ترانه ای راداد که باکلمه “مسافر” آغاز شود. همان شب که به خانه امدم این شعر راگفتم و فردای ان روز برایش خواندم. شادمهر ان اوایل می گفت این شعر را به قدری دوست دارم که فکر می کنم، هر آهنگی برایش بسازم خراب می شود.به هرحال یک روز، شادمهر با من تماس گرفت و گفت که برای ترانه مسافر آهنگ ساخته و این شروع همکاری ما با هم محسوب می شود.
شادمهر از همان اول هم،همه کارهایش را خودش انجام می داد؟

بله از همان ابتدا هم شادمهر آهنگسازی و تنظیم تمام اهنگ هایش را خودش انجام می داد.البته ناگفته نماند که در آلبوم مسافر”بهروز صفاریان”هم درکنار شادمهر حضور داشت و در ساخت برخی از آهنگ ها به اوکمک می کرد.

قبل ازاینکه باشادمهر کارکنید به عنوان یک ترانه سرای حرفه ای مطرح بودید؟

نه،قبل از آن در گروه کودک رادیو اشعار محاوره ای برای گروه کودک می نوشتم و چند ترانه هم برای نمایش های رادیویی گفته بودم.اما اولین کارحرفه ای که در زمینه ترانه سرایی داشتم،سال۷۱ بود که ترانه ای برای بیژن خاوری سرودم.

مسافر ازابتدا قرار بود آلبوم شود؟

از ابتدا اصلا قرار نبود مسافر آلبوم شود چون واقعا فکرش راهم نمی کردیم که این قدر از این کار استقبال شود.از طرفی،آن زمان اغلب ترانه ها درمورد طبیعت یا مادر و پدر بود و یا به نوعی ترانه را به مناسبت های مختلف ربط می دادند.به هرحال قرار بود، مسافر به عنوان یک تک تراک و برای تلویزیون ساخته شود اما همان روزها بود که شادمهر با شرکتی به نام “پیغام سحر”آشناشد که آنها از شادمهر خواستند یک آلبوم تولید کند.من هم در این راه به عنوان مشاور در کنار شادمهر بودم.درآلبوم مسافر،من چهار ترانه داشتم ، سه ترانه سهیل محمودی ویک ترانه هم متعلق به فرید احمدی بود.

چراشادمهر شما را به عنوان مشاور اولین آلبومش انتخاب کرد؟

شاید به این دلیل که اولین ترانه ای که به شکل جدی اجرا کرد را از من گرفته بود . ازطرفی من وشادمهر هم سن و سال بودیم و این طبیعی بود که شادمهر با من راحت تر از مثلا آقای سهیل محمودی که چند سال از او بزرگتر بود کارکند.

پس چطورشدکه تصمیم به رفتن گرفت؟

من زیاد در جریان دلیل رفتن شادمهر نیستم ونمی دانم دلیل اصلی رفتن او چه بود.
به من اجازه بدهید که این حرف را باور نکنم،به هرحال شما یکی از نزدیک ترین آدمها به شادمهر بودید!

واقعا نمی دانم که چه شد که یک باره شادمهر تصمیم گرفت از ایران مهاجرت کند،البته بعضی اوقات به شوخی می گفت که هفته آینده از ایران می روم اما فقط در حد شوخی بود. یا عضی اوقات از فرودگاه به من زنگ می زد ومی گفت :دارم از ایران می روم اما وقتی صدای گوینده فرودگاه را می شنیدم متوجه می شدم که شوخی می کند.نمی دانم چه اتفاقی برایش افتاد که یک باره همه چیز جدی شد. به هرحال وقتی باهم صحبت می کردیم خیلی روی موضوع رفتن تاکید می کرد.

وبالاخره هم رفت…

بله.روزی که شادمهر رفت، من اورا ندیدم.در آن روزها در مدرسه تدریس می کردم و طبیعتا وقتی سر کلاس می رفتم، تلفن همراهم خاموش بود.وقتی از کلاس بیرون آمدم و تلفنم را روشن کردم، مادرم با من تماس گرفت و گفت سریع با شادمهر تماس بگیر.وقتی با او تماس گرفتم و ماجرا را پرسیدم گفت که فرودگاه است و چند ساعت دیگر از ایران می رود! من باز هم باور نکردم و فکر کردم مثل همیشه شوخی می کند،اما شادمهر خیلی جدی گفت که”این بار دیگر شوخی نیست و تاچند ساعت بعد ایران را به مقصد کانادا ترک خواهم کرد”وقتی به او گفتم که برای خداحافظی به فرودگاه می ایم،خیلی با تحکم به من گفت که:”نه، نمی خواهم بیای…”
چرا؟

نمی دانم ،شادمهر همیشه یک جوری از خاطره ها وگذشته اش فرار می کند و وقتی درمورد گذشته با او صحبت شود،عصبی می شود.آخرین باری که باهم صحبت کردیم، من درمورد مسائلی که در گذشته اتفاق افتاده بود،صحبت کردم وخیلی واضح بود که با این صحبت ها عصبی می شود.

برای رفتن از طرف کمپانی های خارجی پیشنهاد داشت؟

طبیعتا از یک جایی حمایت می شد که رفت،چون هیچ آدم عاقلی بدون پشتوانه ، کاری نخواهد کرد.زمانی شادمهر با دفتر”پیغام سحر”کار می کرد،این دفتر همان جایی بود که دفتر آاقای کیمیایی هم بود(آن زمان خانم آتشین همسر آقای کیمیایی بود) از طرفی رفتن شادمهر ازایران مقارن شد با ایامی که همسر آقای کیمیایی هم از ایران رفتند و برای ما که اطراف شادمهر بودیم،این شائبه به وجود آمد که رفتن این دو ، باهم در ارتباط است و رفتن این دو در یک بازه زمانی از طرف یک کمپانی یا یک شخص خاص حمایت می شده.

نگفتید که شادمهر برای چه رفت؟

ببینید، شادمهر هیچ وقت از شرایط راضی نبود.همین الان هم از شرایط رضایت ندارد.

خوب الان نباید هم از شرایط راضی باشد.به هرحال وقتی درایران بود تک ستاره بود اما الان شرایط برای او کاملا متفاوت است.

اما هنوز هم در کارهایش مورد توجه است.چند روز پیش داشتم تعداد دانلود آخرین کار شادمهر را دراینترنت می دیدم .باتوجه به اینکه آهنگ از هرنظر کار ضعیفی بود تعداد زیادی دانلود داشت.
اگرشادمهر درایران می ماند از لحاظ حرفه ای وموقعیت برای او بهترنبود؟

متاسفانه شادمهر یک مشکل بزرگ داشت وآن هم این بود که روابط عمومی قوی نداشت ونمی توانست خوب با دیگران برخورد کند.شما اگر آلبوم هایی که او در ایران تهیه کرده را نگاه کنید،می بینید فهرست آدم هایی که با او کار کرده اند،مرتب تغییر کرده،اما تنها کسی که شادمهر به نوعی به او اعتماد داشت من بودم و در تمام آلبوم ها اسم من هست این لطف شادمهر به من بود.اگر شادمهر در ایران می ماند و برخورد بادیگران رایاد می گرفت می توانست موفق باشد.شادمهر همیشه در موضعی بود که دیگران را باور نداشت و فکر می کرد دیگران در فکر سوءاستفاده از او هستند.

پس از طرف ارشاد تحت فشار نبود؟

شاید خیلی مسائل وجود داشته که من از آنها بی خبرم،به هر حال مجوز برگزاری کنسرت به او داده نمی شد و از طرفی آلبوم”آدم وحوا”برای گرفتن مجوز وضعیت روشنی نداشت.شاید دراین شرایط،او به این فکر افتاد که رفتن برای او بهتر از ماندن در ایران است.اما من تقریبا مطمئن هستم که شادمهر به قصد رفتن نرفت.این موضوع درکلیپ های اولی که او در خارج از کشور ساخته هم واضح است که سعی کرده باهوش زیادی کلیپ ها را بسازد تا اگر برگشت،بتواند آن را انکار کند.البته درمورد کنسرت باید بگویم اگر شادمهر کمی روابط عمومی اش بهتر بود،می توانست مجوز اجرا هم دریافت کند اما تا خبر مجوز نگرفتن برای اجرا را می شنید عصبانی می شد و اصلا به فکر راه حلی برای این موضوع نبود.البته خیلی ها از کنارشادمهر رشد کردند و بعدا به او پشت کردند.
مثل؟

مثلا یک آدمی مثل عرشیا آمد وآلبوم اولش را باشادمهر کارکرد واز اسم شادمهر برای پیشرفت خودش استفاده کرد بعدها به گوش ما رسید که ایشان بایکی از مراکز دولتی تماس گرفته وگفته بود که شادمهر،مسافر را برای شاه خوانده است وچطور به او اجازه فعالیت می دهید؟و این در حالی بود که من ترانه مسافر را در مورد خودم گفته بودم.

وقتی که بالاخره ازایران رفت،چطور به این نتیجه رسید که برای همیشه بماند؟

فکر کنم از زمانی که به آمریکا رفت،دیگر مطمئن شده بود که به ایران باز نخواهد گشت.

فکر می کنید شادمهر هنوز هم از بهترین هاست؟

بله،فکر می کنم شادمهر نسبت به آدم هایی که آن طرف آب کار می کنند یکی از بهترین هاست…

اگرشادمهر امروز در ایران بود و بین یگانه ها وصادقی ها واین همه خواننده زیر زمینی کار می کرد،بازهم نفر اول بود؟

بله،محسن یگانه خودش هم قبول دارد که مثل شادمهر می خواند.این واقعا برای من جالب است که ما شرایطی را فراهم می اوریم که شادمهر به فکر مهاجرت بیافتد وآدم های شبیه به شادمهر را برجسته می کنیم.

مثال هم می زنید؟

خیلی ها اینگونه هستند،مثل حمید عسکری،رامین بی باک، محسن یگانه و… البته همه این ها که گفتم بعضا کارهایشان را هم دوست دارم.مثلا من واقعا اشعار محسن یگانه را دوست دارم وچون در عین سادگی به شدت حسی است یا ملودی های عسکری را دوست دارم.اما نمی شود انکار کرد که همه این ها از شادمهر شدن و ادای شادمهر را دراوردن به اینجا رسیدند.فکر می کنم هنوز هم شادمهر یک سر و گردن نسبت به آدم هایی که در ایران کار می کنند بالاتر است.

شادمهر راهی برای بازگشت به ایران برای خودش باقی گذاشته است؟

هیچ چیز قابل پیش بینی نیست.وقتی یک کسی مثل فریدون خارج از کشور کارکرده بود کلیپش را همه دیده بودند به ایران می آید وکار میکند وخیلی هم مورد توجه قرار می گیرد، همه چیز بستگی به این دارد که چه اتفاقی بیفتد.این مشکل بزرگ ما در ایران است که هیچ وقت نمی دانیم فردا چه اتفاقی خواهد افتاد .فکر می کنم همه آدمهایی که آن طرف آب دارند کار می کنند به برگشتن فکر می کنند.شماهرچه قدر هم سوپر استار باشید اگر درکشور خودتان باشید از شرایط بیشتر راضی خواهید بود.شادمهر آدمی نبود که بخواهد ازایران برود،او به شدت به مادرش وابسته بود و مادرش برایش خیلی مهم بود اما شرایط اینطور رقم خورد.

داستان سفر

سودای رفتن ازهمان موقع هم در شادمهر بود یا به تدریج به فکر رفتن افتاد؟

نه اتفاقا شادمهر از اینکه داشت در ایران کار می کرد خیلی هم خوشحال بود.چون خیلی خوب داشت کار می کرد و پول خوبی هم در می آورد.بعد از استقبال فوق العاده ای هم که از”مسافر”به وجود آمد پیشنهادهای زیادی برای آهنگسازی به دست شادمهر می رسید و درکنار استودیوهای مختلف روزی دو- سه بار نوازندگی می کرد و رقم خوبی هم از این راه به دست می آورد.در همان دوران طرفداران زیادی داشت و یکی از مشهورترین هنرمندان ایرانی بود.الان هم تعداد طرفداران شادمهر کم نیست و هنگامی که او اهنگ خوبی هم نمی خواند از او طرفداری می کنند.به هرحال شادمهر زمانی که در ایران بود همه چیز داشت و از همه چیز راضی بود.

پس شادمهر جوگیرشد ورفت؟

نمی شود گفت جوگیر شد.شادمهر حتی زمانی هم که از ایران خارج شد قصد نداشت برای همیشه آنجا بماند و صراحتا می گفت که برخواهم گشت.اما خب وقتی آدم در شرایطی قرار می گیرد که از انجام خیلی از کارها محروم میشود،تصمیم هایی می گیرد که شاید منطقی هم نباشد.وقتی که پرپرواز ساخته می شد شادمهر به قصه آن می خندید که چرا یک خواننده به موفقیت شخصیتی که درآن فیلم وجود داشت باید با آن موقعیت خوب تصمیم به مهاجرت بگیرد اما درنهایت خودش تصمیم به مهاجرت گرفت.

بعداز مهاجرت هم با شادمهر همکاری داشتید؟

قبل از اینکه شادمهر از ایران برود من چندکار دست شادمهر داشتم که بعد از رفتنش آن هارا ساخت و منتشرکرد.فال قهوه،آدم فروش و… ازاین قبیل کارها بود.البته دو بند اول آدم فروش برای من بود ودو بند دیگرش را فرزاد حسنی نوشته بود.

پس چرااین همکاری ادامه پیدا نکرد؟

مشکل ما از ترانه”آغوش”آغاز شد.دو بند اولین این ترانه متعلق به شخص دیگری بود و فقط ترجیع بند آن را من نوشته بودم.وقتی در مورد این ترانه با هم صحبت کردیم به او گفتم نباید این کار را با شعر من انجام می دادی و حداقل اگر می خواستی این کار را انجام دهی باید به من می گفتی!دراین فاصله خیلی ها برای شادمهر از طریق ایمیل شعر می فرستادند و شادمهر هم ازهمان اشعار استفاده می کرد و خیلی وقت ها هم شعرها را بالا و پایین می کرد.ترانه سراها هم به عشق اینکه شادمهر کارهایشان را می خواند نسبت به این موضوع اعتراضی نداشتند.
واین قطع رابطه ادامه دار بود یا آشتی کردید؟

بعد از مدتی یکی از ترانه سراهایش با من تماس گرفت و گفت که این شماره شادمهر است و از تو خواسته که با او تماس بگیری.من با اوتماس گرفتم و چندشب پشت سر هم باهم صحبت کردیم.حتی به من برای سرودن ترانه جدید هم پیشنهاد داد اما به یک باره این تماسها قطع شد.بعد از چندماه یک آقایی با من تماس گرفتند و گفتند من مدیر برنامه شادمهر هستم و به من گفته اند برای گرفتن شعر با شما تماس بگیرم که این موضوع واقعا به من برخورد و برای من واقعا سنگین بود.

درجریان ازدواج شادمهر بودید؟

بله،اتفاقا خیلی هم دراین مورد خندیدم.فکر می کنم حدود سه سال پیش بود که شادمهر گفت که با یک دختر آمریکایی آشنا شده است و قصد دارند باهم ازدواج کنند.من به شوخی بهش گفتم که برای اقامتت داری این کار را می کنی اما گقت که واقعا دوستش دارم.

زمانی که در ایران بود حرفی برای ازدواج بین شما رد و بدل نشد؟

مردم خیلی این تفکر را داشتند که شادمهر با دختری که اشعارش را می گوید ازدواج کرده است.این شایعات وجود داشت اما هیچ وقت این بحث ها بین ما نبود شاید یکی از دلایلی هم که باعث شد مارابطه کاری قوی داشته باشیم همین بود چون اگر رابطه ای خارج از کار بین ما وجود داشت شاید خیلی زود به مشکل بر میخوردم.جالب است بدانید که در فیلمنامه پرپرواز اسم دختر رو به روی شادمهر هم نیلوفر بود که با پا فشاری من این اسم تغییر کرد





نوع مطلب : اخبار از گوشه و کنار جهان، اهنگ، 
برچسب ها : دلیل مهاجرت شادمهر، زندگی نامه شادمهر، شادمهر، شادمهر عقیلی، گفته های نیلوفر لاری پور در مورد شادمهر،
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 20 مهر 1391
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی